نويسنده مطالب زير: امير حسين طلايي + برقع بردار ز رخسار | جمعه 25 مرداد 1387 ساعت 11:44 عصر | | برقع بردار ز رخسار و جهان روشن کن که جلاي دل ما از رخ زيباي تو است
مي گويند خسوف مي شود و ماه مي گيرد ، چند روز قبل نيز کسوف اتفاق افتاد و خورشيد گرفت ؛ کاش هر روزمان دو رکعت نماز مي خوانديم تا برايمان آيتي باشد که بي تو اي کوکب هدايت ، در بيراهه ها راه مقصود گم کرده ايم ...اي غائب از نظر ، تا خورشيد وجودت ، مهتاب نگاهت و روشني هدايتت در غيبت باشد حياتمان آغاز نمي شود که ظهور تو سرآغاز حيات انسان است
يا ايها العزيز ، در آستانه ميلادت دوباره وجودم مترنم است به مَسٌنا و اهلنا الضٌر تا آنچنان که شايسته تو است مرا با همه نقص ها و کاستي هايم بپذيري . آقا جان ميلادت مبارک

| | | نظرات شما ( ) | | نويسنده مطالب زير: امير حسين طلايي + از «صبح» و «مردوخ» تا «الف» و «کردان» !!؟ | يکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 4:22 عصر | | امروز خاطراتي را از استاد شهبازي مورخ و تحليل گر سياسي برجسته ايراني در سايت شان مي خواندم درباره نشريه صبح و آقاي نصيري مدير مسئولش و ماجراي سفر روبرت مردوخ (مرداک) سلطان رسانههاي صهيونيستي جهان که ثمره اش ! را در افتتاح شعبه بانک HSBC در تهران و قرارداد شل و ساير تحولات سالهاي اخير مي بينيم به خاطر همين افشاگري صبح را بستند نمي دانم چرا ماجراي مدرک تحصيلي آقاي علي کردان، که سوژه داغ اين روزهاست ؛را با اين خاطره همزمان مي خواندم(جهت روشن شدن افکار عمومي: قصد خاصي از ذکر نام اين دو شخص با هم ندارم) و اين بار سايت تحليلي خبري الف به مديريت آقاي احمد توکلي افشاگري نموده است و حتما گناه !! اين کار به گردن اوست و کسي چه مي داند شايد به خاطر تشويش اذهان عمومي! با اين سايت نيز برخورد و فله اي فيل تر شود ،متاسفانه در ايران به جاي پرداختن به اصل ماجرا آنقدر بر سر چنين موضوعاتي جنجال به پا مي شود (يا بهتر است بنويسم مي کنند)که واقعيت لوث شده سر به مُهر مي ماند . اگر نشريه صبح نبود راز سفر مردوخ به ايران براي هميشه مکتوم ميماند و اگر سايت خبري الف نبود استعلامي از دانشگاه آکسفورد هيچ گاه صورت نمي گرفت
آقاي علي کردان با ادعاي دريافت مدرک دکتري افتخاري از دانشگاه آکسفورد، از اواخر دهه 70 تا سال 1384 در سالهايي معاونت مالي – اداري و بعدها معاونت امور مجلس و شهرستانهاي صدا و سيما را به عهده داشته و از سال 1384 به اين سو نيز با عنوان "دکتر علي کردان" رئيس سازمان فني و حرفه اي و قائم مقام وزير نفت بوده است. نمايندگاه مجلس در جريان بررسي صلاحيت آقاي کردان براي راي اعتماد و تصدي وزارت کشور دريافتند که آخرين مدرک تحصيلي ايشان که مورد تاييد وزارت آموزش عالي قرارگرفته، فوق ديپلم است.
اينها، البته ادعايي است که تعدادي از نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي درباره وزير کشور کنوني مطرح کرده اند و باز نقل آن، الزاماً به معناي تاييد نيست راه حل بسيار ساده است و نيازي به اين همه جنجال و موضع گيري هاي ضدو نقيض ندارد يا آقاي کردان، داراي مدارک تحصيلي رسمي مورد ادعاست و يا حق با منتقدان ايشان است ، براي کشف حقيقت کميته مشترکي از وزارت علوم و قوه قضاييه تشکيل شود و با استعلام دوباره از دانشگاه آکسفورد صحت يا سقم ادعاي ايشان بررسي شود و نتيجه از دو شکل خارج نخواهد بود ؛ يا پاسخ اين دانشگاه با اسناد سايت خبري الف در استعلامش از اين دانشگاه و نظر منتقدان مطابقت مي کند آنگاه فراتر از فردي به نام علي کردان بايد به حال سيستمي تأسف خورد که در آن ساليان سال ، فردي با مدرک فوق ديپلم ، مي تواند خود را داراي مدرک عالي تر جا بزند ، پست هاي بالا بگيرد ، امتيازات مادي و معنوي دريافت نمايد و بدتر از همه اين که در دانشگاه تدريس کند! و برعهده رييس جمهور و مجلس شوراي اسلامي است که اشتباه صورت گرفته درباره معرفي چنين فردي به عنوان وزير کشور را بي هيچ تعارفي جبران نمايند و در صورتي که جرمي از قبيل جعل يا سوء استفاده از عنوان تحصيلي دکتري در استخدام و کسب امتيازات مادي و معنوي صورت گرفته است، همانند ساير افراد جامعه با وي برخورد قانوني صورت گيرد ، چه آنکه در مقام عدالت و قضاوت، هيچ فرقي بين مقامات کشور با افراد ديگر مملکت وجود ندارد و يا اينکه صحت ادعاي آقاي کردان ثابت مي شود و مهم تر ابهام زدايي و تنوير افکار عمومي صورت مي گيرد آنگاه بايد سراغ کساني رفت که به شهروندي افترا زده و مهم تر از آن، افکار عمومي را برآشفته اند. بي گمان، اگر تکليف اين ماجرا روشن نشود، هم آقاي علي کردان در افکار عمومي همواره در معرض اتهام خواهد بود و اين نه براي او مناسب است و نه براي دولتي که با شعار عدالت خواهي و مبارزه با رانت جويي بر سرکار آمده است و هم نمايندگان مجلس هشتم تا هميشه تاريخ پارلمان هاي ايران، متهم به اين خواهند بود که نتوانستند سره را از ناسره تشخيص دهند و البته تشکيل اين کميته پيشنهادي و شهامت در بررسي بي تعارف اين مساله در گرو اين خواهد بود که همه مسئولان ، مردم را مالکان اصلي انقلاب و جمهوري اسلامي بدانند و پاسخگويي به آنان را وظيفه شان .
پاسخ ارسالي دانشگاه آکسفورد
| | | نظرات شما ( ) | | نويسنده مطالب زير: امير حسين طلايي + آنچه بعضي سخنرانان و مداحان نمي دانند !! | چهارشنبه 16 مرداد 1387 ساعت 11:1 صبح | | در ارتباطي که از طريق کلام با ديگران برقرار مي شود جداي از محتواي جملات که با موضوع سخنان ايجاد کننده آن ارتباط خاص سنخيت دارد و البته تسلط هر چه بيشتر سخنگو و سخنران(در مفهوم عام) از لحاظ دانش و علم لازم مرتبط، بر جذب مخاطب و مستمع نقش بسزايي دارد شيوه آغاز کلام ، ادامه دادن و خاتمه آن ،نحوه بيان جملات و کلمات ، فراز و فرود صدا ، مکث در صورت نياز بين جملات ادا شده همه و همه در تاثيرگذاري موثر بر ذهن مخاطب و رساندن پيام سخنگو و سخنران به بهترين شکل، نقش مهم و کليدي را ايفا مي کند . اگر شما به يک سمينار علمي برويد ، سخنران با استفاده از وسايل بصري مانند پروژکتور ارقام و داده ها و نمودارهاي مکمل سخنانش را بر پرده نشان مي دهد و بدين گونه ذهن مخاطب را همراه خويش مي سازد و چنانچه به يک ميزگرد اقتصادي يا مثلا سياسي گوش بدهيد در اينجا بيشتر استفاده از عبارات و جملات تاکيدي در جذب بيشتر شما (با در نظر گرفتن فرض علاقه مندي اوليه) موثر خواهد بود. گاه سخنراني خطيب و انديشمندي را به فراخور علاقه تان مي شنويد سخناني ارشادي ، مذهبي که در آن علاوه بر تمام عوامل موثري که ذکر کردم تعيين سطح سخنان با سطح فهم مخاطب و اينکه چقدر مي تواند خود را با مخاطب خودماني کند و به زبان او سخن بگويد(در سخنراني عمومي) تاثيرگذار خواهد بود.
دقيقا به دليل رعايت همين موارد است که امروزه روحانيون متعددي را محبوب عموم مردم بويژه نسل جوان قرار داده ، نو و خودماني حرف مي زنند ، هم حديث از معصوم مي گويند هم شعري متناسب از حافظ و سعدي و مولانا مي خوانند ارتباط آن را با بحث آشکار مي سازند ، هم بجا مقداري جمله مهم را با صداي بلندتري مي گويند تا مخاطب به تامل و تفکر واداشته شود ، آنچه گفتم دقيقا براي مداحان و مولودخوانان مصداق مي يابد زيبايي کار آنان علاوه بر اينکه در گرو شعر زيبا و داراي مفاهيم منطبق بر واقعيات ، لحن و صوت مورد استفاده و البته شيوه خواندن شعر ( سبک کار) است به فراز و فرود صدا ،ميزان بلندي صوت مربوط خواهد بود که نقش دو عامل اخير بيشتر نباشد کمتر نخواهد بود . اين همه مقدمه نوشتم براي اينکه بگويم ، جايتان خالي شب ميلاد حضرت امام حسين عليه السلام با خانواده رفته بوديم حرم مطهر حضرت سيد علاالدين حسين بن موسي الکاظم عليهما السلام بعد از نماز در صحن حرم مطهر يکي از هيئتهاي شيراز مجلس جشني را ترتيب داده بود .... حاج آقاي مدعو خوب و زيبا سخنراني کرد هم با محتوا بود هم خودماني ،حديث گفت و هم شعر خواند هم از شعبان گفت هم از امام ع اما وقتي مي خواست بر جملاتي تاکيد کند به جاي کمي بلند تر گفتن ، گويي فرياد مي زد در حاليکه مجلس آرام بود و هم تنظيمات آمپلي فاير مناسب با جمعيت بود و هم تعداد بلندگو ها بعد از سخنراني يکي از مداحان عزيز شروع به مولودي خواني کرد چه خواندني! اصلا شعر شنيده نمي شد آنقدر بلند ايشان فرياد مي زد (و اکو صدا هم مزيد علت بود ) که نه تاب شنيدن بود نه ماندن !
آقا جان نه فرياد مستمع را به تامل وا مي دارد نه مخاطب را به شور و هيجان مي رساند ، اين فقط آزاردهنده است !
| | | نظرات شما ( ) | | نويسنده مطالب زير: امير حسين طلايي + ميلاد مولاي عشق و سردار وفا | يکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 8:3 صبح | | 
حسين جان چگونه نرد عشق با خدا باخته اي ؟ چگونه دلبري کرده اي خدا را ؟اين چه سري است بين تو و خدا که تو را چنين منزلتي داده؟ افضل اعمال روزها و شبهاي خاص و با فضيلت را زيارت تو قرار داده حتي از راه دور و با ذکر کوتاه سلامي چون السلام عليک يا ابا عبد الله السلام عليک و رحمة الله و برکاته و در ماه ولادتت شعبان؛ شهادت هيچيک از ساير معصومين ع را قرار نداده و سزد که چنين باشد ؛که در ايام متبرک به ولادت تو ، ناسوت و ملکوت مست از حضور تو، نام تو، فرود تو از عرش الهي بر فرش خاکي غرق در شادي و سرور است و در ماه شهادتت محرم ؛ آنقدر مصيبتت عظما است که جانها را مي گدازد و دلها را فسرده مي سازد و ديگر نسزد شادي ميلاد و ولادت ساير معصومين ع
و از سردار وفا و ادب حضرت عباس ع چه بگويم هم او که حتي جلوتر از امام زمان و مولاي خويش راه نمي رفت و او را برادر خطاب نمي کرد ، حداقل برداشت من چنين است گرچه ماه ولادت او نيز شعبان است و با اختلاف 22 سال نسبت به مولاي خويش اما گويا خدا خواسته ، او باز ادب را رعايت کند و در روز شماري شعبان بعد از روز ميلاد مولاي خويش حضرت امام حسين ع عالمي را مست وفا و ادب خويش نمايد
| | | نظرات شما ( ) | | نويسنده مطالب زير: امير حسين طلايي + تحول اقتصادي و نتيجه آن !! | شنبه 5 مرداد 1387 ساعت 8:7 عصر | | چند روزي از توزيع فرم اطلاعات اقتصادي خانوار مي گذرد ، اطلاعاتي که پس از جمع آوري و استخراج ،طرح تحول اقتصادي را وارد فاز اجرايي خواهد کرد ،هر چند مطمئن هستم حداقل دو گروه متوسط جديد و ثروتمندان کلان (به فرض تحويل گرفتن و تکميل آن) در بندهايي از فرم اطلاعات نادرست را درج خواهند کرد و درج اطلاعات ناقص و نادرست آنان را در حد طبقه متوسط نشان خواهد داد و البته برنامه ريزي بر مبناي اين اطلاعات ناقص چالش جديدي را به دنبال خواهد داشت . اما نکته مهم تري که قصد دارم به آن اشاره کنم اينکه ؛در اقتصاد امروز ايران با چهار طبقه روبرو هستيم طبقه تهيدست که زير خط فقر روزگار مي گذراند ، طبقه متوسط ، طبقه متوسط جديد با مقادير عظيمي سرمايه هاي کوچک در دست ، صاحبان اين سرمايه ها در پي تحقق دو هدف هستند :تامين نيازهاي مصرفي و افزايش نقدينگي . هجوم اين نقدينگي کلان به سوي مصرف ، رونقي بي سابقه در بازارهاي مصرفي ايجاد کرده افزايش طبقه متوسط جديد در ايران عملا به افزايش بازار مصرف کالاهاي جهاني از يکسو و افزايش اقشار دلال و واسطه و درگير در مشاغل مرتبط با مبادله کالاهاي مصرفي و خدمات مرتبط با اين عرصه انجاميد
ظهور اين طبقه متوسط انبوه و پرشمار به جاي آنکه به نيروي محرکه اقتصاد توليدي در ايران بدل شود با داشتن صدها ميليارد تومان نقدينگي سرگردان1 به عاملي نيرومند در جهت نابسامان کردن ساختار اقتصادي جامعه بدل شده نتيجه آن پديده اي است که انديشمندان آن را «ساخت زدايي» يا «بي اندام شدن جامعه» مي نامند . مهاجرت مهار نشدني به شهرهاي بزرگ ، افزايش اشباع نشدني تقاضا براي کالاهاي مصرفي و خدماتي از جمله مسکن و اتومبيل ، مواد غذايي و سوختي همه و همه از پيامدهاي آن است و در آخر طبقه ثروتمندان کلان .دانيل لرنر استاد دانشگاه هاروارد و نظريه پرداز برجسته آژانس مرکزي اطلاعات آمريکا (سيا) افزايش ميان «توقعات» و «واقعيتها» را يکي از عوامل بحرانهاي انقلابهاي اجتماعي مي داند طبق نظريه او که به فرمول لرنر معروف است ، احساس محروميت مولود نسبتي است که انسان ميان خواستها (توقعات) و يافتهاي خويش احساس مي کند .بنابراين سياستگذاري نسنجيده مي تواند سطح ثروت طبقات فقير جامعه را افزايش دهد در حاليکه هيچگاه آنان به احساس رفاه دست نيابند و به عکس خود را محروم تر از گذشته بپندارند و همواره از وضع موجود ناراضي باشند اي کاش دولت محترم قبل از ارائه طرح تحول اقتصادي ، برنامه ها و راهکارهايي براي مقابله با تورم ، يکسان سازي قيمتها در سراسر نقاط کشور ، مديريت و جذب صدها ميليارد نقدينگي سرگردان جامعه ارائه مي کرد ، طرح تحول اقتصادي هر چند روي کاغذ کارشناسي شده و خوب به نظر مي رسد اما بدون ارائه راه حل براي چالش هايي که ذکر کردم ، تورم زا خواهد بود و طبق نظر لرنر طبقه تهيدست جامعه احساس محروميت بيشتري خواهد کرد هرچند به زعم خودمان با يارانه هدفمند و نقدي سطح ثروت آن طبقه را بالا ببريم
1:ميزان نقدينگي در سال 1377 هفده هزار ميليارد و 74 ميليارد تومان، در سال 1379 نوزده هزار و
300 ميليارد تومان، در مرداد 1384 يکصد و چهل هزار ميليارد تومان و در مرداد 1386 يکصد و چهل دو هزار ميليارد تومان (معادل 152 ميليارد دلار آمريکا) ذکر شده است
| | | نظرات شما ( ) | |  ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
| |